طناب دار #گادفادر؟ یا تسبیح #پدرسالار؟
طناب دار #گادفادر؟ یا تسبیح #پدرسالار؟
تسبیح
دوست و #رادیوفردا و
#فیسبوک و
حکومت #ایران و
#امریکا، دور گردن ما به جرم hate
speech
رسانههای سلطه، توی گوش مخاطبین صغیر، بصورت رگباری تکرار و فرو میکنند: اختلاس
مسئولین! حال آنکه اختلاس در قانون است نه قانونمدار. تمام کارگزارانِ ایشان(حتی
در جدال دوقطبیهای کاذب در دو سوی سنگر) از چنین ادبیات سلبی/حذفی و درنده در
پوستن میش، و از چنین سازوکاری نان میخورند!
یعنی خلقیات و منافع شخصیتِ حقیقی خودی، همگام با منافع شخصیت حقوقی خودی، هر دو
مسلح به زر و زور و تزویر در کسب و کار حکومتهای سلطه، جملگی در بازتولید روش
ادبیات سلبی/حذفی زیرپوستی، در کار پخپخِ قربانیان و شهروندان عادی با جرمهای
جعلی و کاذبند! آیا حذفهای زنجیرهای در پوستینِ قواعدِ قانونی قدرت در یک بازی
یکطرفه، به معنای قتلهای زنجیرهای نیست؟
1. دوستی تصویر تسبیح پدری دور گردن فرزندش را به چالش کشیده، که
آیا حق پدر بوده که برای خنده ی دوستان، چنین کند؟! و چاره چیست؟
2. رادیو فردا، پس از انتشار فایل انحصاری/صوتی سرداران با عنوان
اختلاس در سپاه، تیتر زده راجع به عزل فرمانداری که خبرنگاری را به علت پرسشی به
تودهنی تهدید کرده!
3. بنده هم دو متن یکی برای تشریح علل آن تسبیح پدرسالار و راهکاری
بنیادی در مناسبات قدرت موروثی، و یکی برای محرم بودن رادیوفردا از سوی عناصر
اطلاعاتی نظام برای انتشار فایل صوتی با انگِ اختلاس، و با بودجهی امریکایی مورد
حمایت ملکه، به عنوان کامنت نشر دادم.
4. حضرت دوست برآشفت که تسبیح پدر چه ربطی به قدرت مصدق و استالین
دارد که شاهد قتل پس از تهدید به مرگِ مخالفینِ خودند؟ او مایل بود موضوع از دید
اخلاقی در حیطه ی یک شخص حقیقی بررسی شود و ربطی به مناسبات قدرت حاکمیت محبوب خود
نداشته باشد!
5. رادیو فردا هم برآشفت و بجای پاسخ به نقد اینجانب، با روش
قتلهای زنجیره ای و ریپورت مزدبگیران خویش به اربابی چون فیسبوک، بنده را تا 24
ساعت به قتل رساند!
.
رادیو فردای دو ملیتی ایرانی/امریکایی!
میدانی چرا شما از اکبرپورمحمدی، اکبرپورمحمدی تری؟! و بلکه خطرناکتری؟
1. شما که لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمیبرد؟ و حتی بدون تهدید و
هشدار، بصورت ضربتی یک اکانت را (نه حتی نوشته اش را که با سبک خاصی شبیه گروتسک
آمیخته به طنز نوشته شده) به جرم "نفرت پراکنی" علیه خود، حذف میکنی و
به قتل میرسانی؟
آیا به عنوان یک رسانهی مدعی حرفهای گری، شعور تمایز بین حذف(قتل) و تهدید و یا
نقد و طنز و پاسخ علنی بدان را داری یا نداری؟ و یا به خود حق میدهی که بدلیل
مخدوش شدن پرستیژ کاذب خبررسانی بودار میان دوغ و دوشاب، بصورت یکجانبه و بدون
هیچگونه استدلال و دلیل و دیالوگ و فرصت دادن برای توضیح، همینطور خودسرانه، زرتی
طرف را حبس کنی؟(یعنی بکشی).
2. گر می نخوری طعنه مزن مستان را... بنیاد مکن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو که می مینخوری...صد لقمه خوری که می غلام است آن را
شخصی چون اکبر لابد قانونا زور داشته و میخواسته از آن قدرت انحصاری، در نبردی
نابرابر سوء استفاده کند! بر او حرجی نیست چون قانونمدارِ یک قانون اساسی زورگیر
است! و حالا با این نمایش عزل از مسئولیت، لابد هم پیام قدرت مطلقهاش را در روز
روشن به شهروندان داده، و هم نظام یک مانور عوامفریبانه و کاذب شهروندمداری به صغیران
داده، تا فردا #اکبر_پورمحمدی را
ارتقاء شغل دهد!
وقتی رهبر نظام میگوید قانونا اختلاسی در کار نیست و همهی بازیگران سپاه، تا ابد،
بنده و فرمانبرِ حکم حکومتی و قانون مطلقهی من(بموجب جمع جبری سه اصل 5+110+177)
به عنوان خدای روی زمینند؛ آنوقت چرا #رادیو_فردا باید
توی گوش مردم فرو کند خیر! این یک #اختلاس بوده
است؟ یعنی: مشکل از #قانون_اساسی نیست!
بلکه ایراد از مسئولین است؟
برای پاسخ
درست، باید بدانیم که صاحب منابع مالی رادیو فردا از #قانون_اساسی حاکم
بر ایران خشنودند! و مثل تمام تریبونهای وابسته و آویزان به قدرت نظام سلطه، از
تثبیت چنین مناسباتی نان میخورند! لذا همواره میان دوغ و دوشاب آدرس را نادرست
نشان میدهند تا مخاطب را گیج کرده و القاء کنند: بر خلاف قانون اساسی که مادر غبن
و دزدی 43 ساله از اعتماد مردم بوده، براستی اختلاسی مالی پنهان از نظر مسئولین رخ
داده! حال آنکه تمام قدرت در دست یک رهبر است! و او خودش میگوید خیر! همه مجری
نقشهای متنوع خود منند! و این قدرت قانونی است.
با خوانش میان
چنین خطوطی است که مخاطب می فهمد که وقتی مسعود بهنود میگوید خبرنگار باید حرفه ای
و مستند رفتار کند، منظورش چیست؟ یعنی تریبوندار رسانه های وابسته به قدرت، باید
سیاستهای کلان صاحب حرفه ی خود را بموجب ادبیات مورد نظر او رعایت کند و چنین سندی
اعتبار دارد! که به یک عبادتِ قانونی از سوی خاوری و خالیباف و مش قاسم، بگوید
اختلاس. یعنی اگر مختلس را بگیری دیگر کار درست میشود و نیازی نیست تا قانون اساسی
اختلاسگر تغییر یابد. آنها انگشت اتهام را به سوی شخصیتها میگیرند! حتی بموجب مجوز
خامنه ای، به خامنه ای و ممد و حسین و حسن و محمود و ابراهیم نقد میکنند! اما هرگز
به حقیقت قانون اساسی اشاره نمیکنند! تا این بساط کاسبی قانونی، با بازیگرانی دیگر
باقی بماند!
حالا میفهمیم وقتی سند جنایت نزد جانی باشد! آنوقت خبر مستند یعنی چه؟
لااقل صاحبان کرسی خبر و تحلیل از رادیو فردای امریکایی گرفته تا بی.بی.سی
انگلیسی و رسانههای روسی و آندلسی، همه این را نیک میدانند که چگونه باید حواس را
از قانون و شاخصه به شخصیتها پرت کرد! و وقتی به این نکته اشاره کنی میشوی مصداق
نفرت پراکنی و آنوقت با گزارش خبرنگار، فیسبوک آقایان، تو را حذف میکند و به قتل
میرساند! چون این شبکه ی مشترک المنافع، عملا با بده بستان حرفه ای و با این چاه
نمایی ها، از کندن همین چاه قانون سلطه نان میخورند! گیریم آبش مردم را مسموم کند
و یا اساسا آبی نداشته باشد!
اما ای سردبیران و مسئولین ارشد رادیو فردا و اینترنشنال و بی.بی.سی و منو تو و
کیهان و ایران دیروز و پس فردای کاسب! شما که در لباس رنگارنگ رسانه، به عنوان یک
حرفه ای، حتی تحمل یک کامنت را نداری! چون زورت زیاد است! شما که بلدی چگونه وسط
دعوی نرخ تعیین کنی تا حواس مخاطب را از آدرس درست پرت کنی!
چرا شما، بدون شهامتِ قابل ستایش خامنهایها و مصباح یزدیها و علم الهدیها و
شریعتمداریها و پورمحمدیها، که همواره رک و راست موضع خویش را اعلام کرده اند،
شبیه خاتمی و مسعود بهنود و موسوی و کروبی، دودوزه رفتار میکنید و بصورت پنهانی
با پنبه سر میبرید؟ و در اینمورد علنا توی دهانمان هم نزدی! و حتی با یک توضیح انسانی،
کامنت را حذف هم نکردی! بلکه نویسندهی او را با استفاده از زور برتر بصورت
پنهانی، مجازات کردی؟!
خیام
ابراهیمی
4 اسفند 2022
.
پ.ن:
و امّا: چیست پدرسالاری و قانون اساسی #گادفادر؟
پدر، تسبیح رو انداخته گردنِ بچهش برای خنده!
"نخ
تسبیح" آب و خاک مشترک است؟ یا ایدئولوژی یک پدرسالار؟
انسان چون دانههای تسبیح، زندانیِ نخ تسبیح در دستِ یک مؤمن یا کافر نیست!
چون انسان مهره نیست. نخ تسبیح جغرافیای وطن، تنها یک میزگرد است برای احقاق
اختیار و اراده و آزمون و خطایِ تمام شهروندان مدنی، گردِ آن!
نفی پدرسالاری ربطی به نیکیهای پدری چون شاه و مصدق و کوروش کبیر و مارکس و لنین
ندارد!
روح پدرسالاری در مناسبات موروثی، کالبد شهروندان را مسموم کرده. و مخ را در کیش
شخصیتی از پیش تعریف شده، قفل میکند! نوشتن سرنوشت ایدئولوژیک برای نسل نیامده هم
یکی از همین راههای قفل کردن اختیار انسان در قالب بت موروثی است! این بت هم
بشکند، هویت و سرقفلی و اعتبار طرف بر باد رفته! حالا بیا و بسازش دوباره.
مثلا الان شما بیا به مصدق انتقاد کن که چرا با کاشانی ائتلاف کرده رزم آراء را
بکشد.
همین تسبیح را دورِ گردنت می اندازند مبارزین ملی/مذهبی.
و یا بیا بگو استالین پس از جنگ جهانی دوم علی رغم تعهدش از قزوین بیرون نمیرفته
تا با هماهنگی با ملکه، امتیاز نفت شمال را از بچه یتیم بگیرد! و اگر تهدید ترومن
و بصیرت نخست وزیر وقت نبود، حاضر نبوده بیرون برود! و حالا پس از هفتاد سال اینک #پوتین به
یاری ملکه به امتیاز #میدان_گازی و
نفتی #چالوس در
شمال دست یافته. و کک کسی هم نگزیده! چون آن #گاد_مادر با
پشتیبانی از یک #گادفادر خارجی،
این #جوجه_گادفادر_بومی را
#گروگان گرفته،
و ملتی را دریده.
باز همین تسبیح را به گردنت میآویزند!
و بهنودی حرفهای یافت میشود که تا واقعا #ایران را
#ایرانستان نبیند،
سندش برای اعلام یک #خبر_حرفهای تکمیل
نمیشود!
مشکل از اعتبار و سرقفلی پدرسالاری است. حق با اوست! بی کم کاست! مگر آنکه در هجمه
ی تعقل ناگزیر شود و اقرار کند که ترک عادت موجب مرض است و راهی نیست جز شناخت و
حل مسئله بصورت علمی!
یعنی میخواهی شوخی کنی! اول باید با بُتِ ذهنی خودت شوخی کنی! نه با جان و اختیار
دیگری!
وقتی #سند در
دست گادفادرهاست، و پس از 50 سال میان دوغ و دوشاب ویرایش و علنی میشود، یعنی تنها
سند و #گواهی_مرگ در
#گورستان به
کار رسانههای باهوشِ حرفهای میآید؛ و اساسا استنباط و تحلیل و خوانش میان خطوط
بر اساس مصادیق تاریخ منقضی، اعتباری ندارد و مصداق نفرت پراکنی است!
جل المخلوق و مافیای قدرت و 2 قانون غیرانسانی گادفادرها و نوالهخوارانش.
با این حساب، ما در برزخی بینِ قانونِ سَروریِ کدخدایِ فضای مجازی متاورس، و
قانونِ پوتینِ خونآلودِ ناخدای هپروتیِ یک مُخِ پریشان، ول معطلیم.
به قول آن شوتعلی و جیره بگیرانش، ما به حال خود ولیم...
و با این خونخواران قانونمدار از دو سو، قانونی نیست که از طرح انسانی ما #صیانت
کند!
No comments:
Post a Comment