1) تحریم
در لانه = تثبیت نظام
بنا بر حق #تقلب، نتیجه شبیه مشارکت در
تداوم قانون شیلات از کارخانهی کنسرو سازی تا خانه است!
ساحل خالی از ماهی اثبات نمیکند که آیا
تمام ماهیان صید شدهاند؟ و یا به دریاهای دوردست گریختهاند؟!
با چنین تصویری خوانش دروغینِ بیعتِ اکثریتی
ماهیان با حق قانونی صید، تنها با کاسبان شیلات است!
تا دریای طوفانی خالی از ماهی است، ماهیگیر
به فردای پس از طوفان، امیدوار است! و در فقدان مکانیسم راستی آزمایی، میتواند رجز
بخواند که ماهیان بسیاری را صید کرده است که به قانون شیلات باور و امید دارند، تا
باز مشروعیتِ کنسروسازی خویش را در بوق کند و برای تاخت و تاز خود در اقیانوسها، از
منابع عمومی اعتبار برداشت کند و آن را برای توسعهی صنعتِ مکانیزهی ماهیگیری خرج
کند!
پس برای گریز از صید شدن، ماهیان نباید
در خانه پنهان شوند. باید به میدان ییایند و با اکثریت خویش، زورگیری اقلیتی را که
به قانون جنایت با ماهیها مشروعیت بخشیده، از سکه بیندازند و خواستار استقلال و آزادی
دریا شوند. حیات ماهیها وابسته به حضور معنادار است، نه غیبتی که قابلیت خوانش مصلحتی
و امنیتی برای گروگانگیری دارد!
.
.
2)مشارکت
در دام= مشروعیت نظام
غیبتِ تحریمکنندگان اکثریتی برای همایش
در یک میدان، با نمایش و مانور ماهیان کنسروی در صف شیلات با هر تعداد، با خوانش متقلبانه
و مصلحتی صیاد و کاسبان شیلات برای تغییر تعداد اکثریت و اقلیت، یعنی تداوم مشروعیتِ
قانون صیادی. مشارکت یعنی اعتماد به قلابِ صیاد! تا ساحل در غیاب ماهیان تحریمی بیرون
از صف، پر از ماهیان صید شده در صف است، امید ویژهخواران برای وارونهنمایی بیشتر
است! رضایت به قانون صید و صیادی، یعنی رضایت و بیعتِ اکثریت ماهیان با به دهان گرفتن
طعمهها. شریک دام شیاد و صیاد در جنایاتِ زنجیرهای صاحب حکم حکومتی و صاحب قدرت مطلقهی
عملیاتِ #مرصاد مشروعیت کاغذی نباید شد!
.
.
3) تحریم
در میدان= اثبات یا نفی مشروعیت
ساحل پر از ماهی با قلابهای خالی، اثبات
میکند که اکثریتِ ماهیان در کنار اقلیت مشهود در صف، با امتناع میدانی از قلاب، قانون
ماهیگیری را از سکه انداختهاند! بویژه که هر ماهی برکاغذی بنویسد: درخواستِ تجدید
رفراندوم "آری یا نه" به قانون کنسروسازی با نظارتِ خودشان (نه با خوانش
مصلحتی شیلات) این یعنی ناامیدی صیادان و امیدواری ماهیان از اثبات حضور اکثریتی تحریم
خویش! وقتی که جهان دریا و ساحل را پر از ماهیان با مطالبات بنیادی(نه روبنایی) ببینند که اکثریت ماهیان
طعمهی قلابها را انتخاب نکردهاند، آنگاه قانون صید از سکه خواهد افتاد و اعتبار
فرمان ماهیها برای استقلال و آزادی در منظر چشم همگان، در دفتر تاریخ ثبت خواهد شد!
تحریم فعال قلابها توسط اکثریت ماهیان،
یعنی از سکه انداختن مشروعیت اقلیت و طعمهها در مقابل چشم صید و صیاد، و اثبات مرگ
قانون صیادی. که ماهیانی که طعمههای رنگارنگ قلابها را انتخاب میکنند، یقینا در
یک خودکشی و دیگرکشی عمومی، بر سر سفرهی صیادند و شریک جرم و جنایت!
آیا تو مایلی با غیبت و یا مشارکت خود،
خوانش مصلحتی میدان را به صیادان بسپاری و شریک جرم باقی بمانی و یا در گرد کاسبان
بیعت حلقه بزنی و خواستار تغییر قانون جرم و جنایت باشی؟
نتیجه: از این پس هر میدان امن، میتواند
میدان حلقهی اکثریت گرد اقلیت باشد تا قانون کنسروسازی را از سکه بیندازند!
وگرنه در پراکندگی با سپردن فرجام خونین
به قانونمداران اهل تقیه، خود کرده را تدبیر نیست!
خیام ابراهیمی
8 بهمن
1398
No comments:
Post a Comment